توطئه جديد سايت تابناك عليه جنبش آرمانخواه دانشجويي
پنجشنبه گذشته سايت خبري تحليلي تابناك در اقدامي تعجب برانگيز با ارائه خبري تحت عنوان "نستله ايران در دام توطئه رقيبان" اقدام به ايراد اظهاراتي واهي در مورد تجمع دانشجويان و اقشار مختلف مردم قزوين مقابل كارخانه صهيونيستي نستله پرداخته است كه انشاء الله به زودي جوابيه اي براي اين سايت ارسال خواهد شد.
ضمنا از همه ي دوستان تقاضا داريم در قسمت نظرات سايت تابناك به ارائه نظر درباره اين مطلب واهي بپردازند.
لينك به مطلب: نستله ايران در دام توطئه رقيبان
نبرد همچنان باقيست...
سرانجام جبهه ي حق پس از 22 روز صبر و شجاعت و فداكاري و نثار بيش از 1200 شهيد ، با مقاومتي جانانه در برابر كفار صهيونيست به پيروزي غرور آفرين و تاريخي دست يافت و بار ديگر بر جهانيان ثابت شد كه تنها راه احقاق حق و مواجهه با دشمنان ، دفاع و مبارزه ي همه جانبه است. از همان روزهاي ابتدايي جنگ ، نشانه هاي شكست و خورد شدن استخوانهاي دشمن صهيونيستي در زير پاي مقاومت به روشني آشكار بود چرا كه از همان ابتدا دولتمردان صهیونیست از مشخص کردن اهداف خود در حمله به غزه امتناع ورزيدند و اين امر حاكي از اين حقيقت بود كه خود آنان نيز در تحقق اهداف خود شك داشتند ، اما با طولانی شدن دوره حمله ، به تدریج این اهداف در بیان مسئولان دولت اسرائيل نمايان گشت.
رژيم صهيونيستي كه با هدف نابودي كامل حماس و تلاش برای توقف موشک پرانی مقاومت به سمت سرزمین هاي اشغالی و بسياري از اهداف شوم ديگر به مردم مظلوم و بي دفاع غزه حمله نموده بود پس از آنكه با مقاومت سرسختانه مردم و جانفشاني دلير مردان حماس روبرو شد ، راهي جز اعلام آتش بس يك جانبه و توقف حملات وحشيانه خود نيافت هرچند تجربه ثابت كرده است كه صلح طلبي و پاي بندي به تعهدات ، مقولاتي است كه به هيچ وجه در قاموس رژيم صهيونيستي معنايي ندارد ، كما اينكه پس از اعلام آتش بس يكجانبه نيز مكرراً حملاتي را عليه فلسطينيان صورت دادند ، حتي اخيراً وزير جنگ اين رژيم از احتمال شروع دوباره جنگ خبر داد اما سران اين رژيم بايد بدانند كه اگر باز هم بخواهند دست به حماقت بزنند و زنان و كودكان بي دفاع را به خاك و خون بكشند اينبار با پاسخي به مراتب محكم تر و شديدتر از سوي مقاومت و مسلمانان جهان مواجه خواهند شد.

جنگ غزه علي رغم همه ي فجايع انساني و دلخراشي كه در پي داشت بركاتي نيز با خود به همراه آورد و آن اينكه در اين جنگ مرزهاي صداقت و نفاق نمايان گشت و موجبات رسوايي منافقان امت به ويژه سران خائن برخي كشورهاي عربي را فراهم ساخت ؛ رهبر معظم انقلاب نيز در پيامي كه به اسماعيل هنيّه نخست وزير دولت قانوني حماس صادر فرمودند اظهار داشتند: "خيانتكاران عرب هم بدانند كه سرنوشت آنان بهتر از يهوديان جنگ احزاب نخواهد بود". از جهتي مطمئناً مسئله غزه منشاء تحولات بزرگي در جهان اسلام خواهد شد و همان گونه كه تحقق وعده امام راحل مبني بر اينكه حادثه مكه و كشتار زائران در حرم امن الهي منشاء تحولات بزرگ در جهان اسلام شد و فرداي اين حادثه ، انتفاضه اول در فلسطين شكل گرفت و جنبش انقلابي حماس در همان سال به وجود آمد ، امروز نيز بسياري از ملتهاي مسلمان براي اولين بار به صحنه آمدند. به ميدان آمدن گسترده مردم آزاده جهان به ويژه امت اسلامي و حتي قرار گرفتن دولتهاي آمريكاي لاتين در مقابل صهيونيستها و سوزاندن پرچم رژيم جعلي اسرائيل توسط نمايندگان شجاع مجلس اردن يك پديده تصادفي نيست بلكه همه ي اينها به بركت خونهاي به ناحق ريخته فرزندان معصوم مسلمين در سرزمين فلسطين است.آري ، همه اين موارد نشانه هاي آشكاريست از به وجود آمدن نهضت جهاني مستضعفان ، همان نهضتي كه يكي از آرمانها و انديشه هاي بنيانگذار انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) بود.
سخن در باب پيروزي مردم غزه بسيار است اما نكته اي كه بايد بدان اشاره داشت اين است كه ظاهراً حملات اسرائيل و كشتار وحشيانه مردم غزه پايان يافته اما نبايد ساده لوحانه با اين مسئله برخورد كرد چرا كه تجربه نشان داده است صهيونيست ها هيچ گاه دست از خونريزي و رفتار ددمنشانه بر نخواهند داشت و از هر فرصتي براي ارضاي خوي تجاوزگري خود استفاده خواهند كرد هر چند كه احتمال حمله ي مجدد به نوار غزه در آينده نزديك بسيار كم است چرا كه موقعيت سياسي و نظامي صهيونيست ها پس از اين شكست خفت بار به شدت ضعيف شده و اين جنايات موجي از تنفر و انزجار در ميان افكار عمومي جهان نسبت به آنان پديد آورده است.
بايد توجه داشت اگر از همان همگام كه صهيونيست ها در جنگ 33 روزه لبنان از حزب الله شكست خوردند و بسيار ضعيف شده بودند ، همه ي مسلمانان با هم متحد مي شدند و يك اقدام اساسي عليه اسرائيل صورت مي دادند شايد هيچ گاه فاجعه غزه صورت نمي گرفت ؛ اكنون بار ديگر صهيونيست ها به سرنوشت جنگ 33 روزه لبنان دچار شده اند و وقت آن رسيده كه كار را تمام كنيم و براي هميشه بساط صهيونيسم جهاني را برچينيم. از جهتي با وجود توقف حملات رژيم صهيونيستي ، مردم غزه همچنان در محاصره به سر مي برند و گذرگاه رفح كماكان بسته است بنابر موج اعتراضات جهاني به هيچ وجه نبايد متوقف شود و بايد از هر راهي براي فشار به اسرائيل و حمايت از مردم مظلوم غزه بهره جست.

در اين برهه از زمان اگر امكان حمله نظامي به اسرائيل وجود ندارد بهترين كاري كه مي توان براي ضربه زدن به صهيونيست ها صورت داد ، قطع شريان هاي اقتصادي اين رژيم است و براي تحقق اين مهم ، حداقل كاري كه از دست مسلمين جهان بر مي آيد تحريم كالاهاي شركت هاي حامي رژيم صهيونيستي است. از سران كشورهاي اسلامي به ويژه دولت عدالت محور جمهوري اسلامي ايران انتظار مي رود در اين راستا اقدامات جدي تري صورت دهند و با شركت هاي حامي اين رژيم كه در بسياري از كشورهاي اسلامي از جمله ايران نيز شعبه دارند برخورد هاي لازم را صورت دهند. بنابر اين نبايد تصور كرد حال كه تجاوز به غزه متوقف شده پس همه چيز تمام شده ، بلكه بايد اظهار داشت مبارزه با كفار صهيونيست وارد فاز جديدي شده است و همه ي انسانهاي آزاده ي جهان بايد بدانند كه نبرد همچنان باقيست... .

راهپيمايي خود جوش دانشجويان ، طلاب و اقشار مختلف مردم قزوين
دانشجويان ، طلاب و اقشار مختلف مردم قزوين بعد از اقامه نماز جمعه در اعتراض به اقدام اخير اتحاديه اروپا مبني بر خارج كردن نام گروهك تروريستي منافقين از فهرست گروههاي تروريستي اقدام به برگزاري راهپيمايي كردند. اين راهپيمايي خودجوش كه به همت دانشجويان دانشگاههاي قزوين برگزار شده بود با استقبال گسترده ي نمازگزاران روبرو شد.

راهپيمايان با سر دادن شعارهايي همچون "مرگ بر آمريكا" ، "مرگ بر انگليس" و "مرگ بر منافق" و همچنين "منافق دشمن هر مسلمان ، منافق دشمن دين و قرآن" مراتب اعتراض خويش را نسبت به اين اقدام مفتضحانه اتحاديه اروپا ابراز داشتند.
در اين راهپيمايي كه از مقابل مسجد النبي(ص) تا ميدان آزادي ادامه داشت تشكل هاي دانشجويي دانشگاه بين المللي امام خميني(ره) با صدور بيانيه اي اعلام داشتند اتحاديه اروپا ديگر هيچ گونه مشروعيت و صلاحيتي براي مبارزه با تروريسم ندارد. در بخشي از اين بيانيه آمده است: " خارج كردن نام اين گروهك تروريستي از ليست سياه اتحاديه اروپا كه منفور ملتهاي ايران و عراق بوده است و كمترين پايگاهي در اين دو كشور ندارد ، آن هم مقارن با ايامي كه جهانيان از برخوردهاي مغرضانه ، دوگانه و ابزاري اتحاديه اروپا و موضع گيريهاي جانبدارانه آن از تروريسم دولتي رژيم اشغالگر قدس و سكوت و انفعال كشورهاي اروپايي در قبال قتل عام كودكان و زنان و مردان بيدفاع غزه به خشم آمدهاند ، مؤيد عدم صداقت و عدم جديت اتحاديه اروپا در مبارزه با تروريسم است. اين در حاليست كه بسياري از گروههاي مقاومت اسلامي مانند حماس و حزب الله به اتهام مبارزه با جنايات رژيم صهيونيستي ، از سوي كشورهاي اروپايي تروريست خوانده مي شوند."

در اين تجمع حجت الاسلام و المسلمين غيبي از طلاب حوزه علميه ، به ايراد سخناني در باب ماهيت گروهك تروريستي منافقين و اقدامات جنايتكارانه اين گروهك پرداختند.
خاطر نشان مي سازد دانشجويان ، طلاب و اقشار مختلف مردم قزوين در اين راهپيمايي با سر دادن شعارهايي همچون "مرگ بر اسرائيل" و "مسلمان به پا خيز بشكن حصار غزه" ضمن همدردي با مردم مظلوم و بي پناه غزه خواستار اعمال فشار بر رژيم صهيونيستي از سوي مسلمانان جهان جهت رفع محاصره نوار غزه شدند.

جبهه حق هم چنان مظلوم است ، ياران به فريادمان برسيد...
بار ديگر دستگاه قضايي در آزمون عدالت مردود شد و نه تنها فرياد عدالتخواهان به جايي نرسيد بلكه متهم در مقام شاكي قرار گرفت و عدالتخواهان به جرم اداي تكليف و لبيك به در خواست ولي امر مسلمين مبني بر مطالبه ي عدالت ، محكوم شدند. مطمئنا حكايت آن طلبه ي سيرجاني را شنيده ايد ، همان طلبه ي آزاده اي كه در اعتراض به زمين خواري هاي گسترده اي كه توسط برخي اصحاب قدرت و ثروت سيرجان صورت گرفته بود پس از آنكه دريافت ديگر دادخواهي اش به جايي نخواهد رسيد اقدام به راهپيمايي از سيرجان به سمت تهران نمود ، اما در ميانه ي راه بازداشت و به دو سال حبس محكوم گرديد.

اكنون اين طلبه ي انقلابي در زندان اوين به سر مي برد و همچنان از داخل زندان فرياد عدالتخواهي اش به گوش مي رسد. لازم دانستيم نامه ي اين طلبه ي آزاده را كه اخيرا از داخل زندان براي دادخواهي به بيرون ارسال شده است را جهت استحضار بازديدكنندگان محترم روي صفحه ي وبلاگ قرار دهيم:
باسمه تعالی
فریاد عدالت 8
قال مولانا امیرالمومنین علیه السلام:
" کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا" ( مخالف ظالم و یاری کننده مظلوم باشید)
" اگر همه عاشورایی شویم زمینه برای ظهور ولی مطلق حق فراهم می گردد." مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله تعالی.
... و بالاخره هشتمین فریاد را در حالی سر می دهم که در زندان اوین تهران و محکوم به دو سال حبس میباشم ، به اتهام تشویش اذهان عمومی (و به قول بعضی دوستان: تشویش اذهان خصوصی) و تاکنون پنج ماه از آن گذشته است.
مخاطب بنده در این نامه ، مسئولین محترم و همه عدالتخواهان و حق طلبان کشور می باشند.
آنچه تاکنون در باب ماجرای زمین خواری سیرجان اتفاق افتاده ، خلاصهاش از این قرار است:
در اواخر سال 1384 بدنبال اعتراضات دو نفر از جانبازان محترم و فداکار سیرجانی ، متوجه شدم صدها هکتار از زمین های سیرجان توسط برخی اصحاب قدرت و ثروت ظرف 15 سال گذشته به ناحق تصرف شده است و عزمی برای برخورد با آنها وجود ندارد. (آمار رسمی آن تاکنون 2500 هکتار اعلام شده است. یعنی 25 میلیون متر مربع ، یعنی 250 هزار قطعه زمین 100 متری ، یعنی بیش از کل جمعیت مردم سیرجان.)
پس از آن، پیگیری ما نیز به منظور انجام یک وظیفه دینی و انقلابی و به قصد مبارزه با یکی از مصادیق ظلم و فساد شروع شد. ابتدا با بسیاری از مسئولین گفت وگو کردیم که به نمونههایی از آن اشاره می شود:
1- امام جمعه سابق سیرجان که هم اکنون امام جمعه کرمانشاه و نماینده ولی فقیه در آن استان می باشند ، در جواب ما گفتند: "زمین خواران سیرجان را گنجشکهای آسمان هم می شناسند اما..."
2- معاون دادستان کرمان – جناب آقای دوستعلی- در جلسه ای که حدود یک ساعت به همراه تعدادی از جوانان سیرجانی در خدمتش بودیم ( تابستان 85) دلسوزانه و صادقانه صحبت هایی در باب مشکل بودن اینگونه اقدامات و قدرتمند بودن مفسدان اقتصادی و خطرات و تبعات اجتماعی مقابله با آنها به ما فرمودند و گویا از او هم کاری ساخته نبود.
3- وزیر اطلاعات – جناب آقای محسنی اژه ای- را در سالن دادستانی کل کشور ملاقات کردیم ( بهار 85) و موضوع زمین خواری های سیرجان را به اطلاع او رساندیم. ابتدا به شوخی گفتند: " این موضوع چه ربطی به ما دارد؟" و بعد که توضیحات بیشتری دادیم گفتند: " اسامی آنها را اعلام کنید تا پدرشان را در آوریم." در آن زمان با تعدادی از جوانان سیرجانی به تهران رفته بودیم و طوماری از طرف مردم سیرجان را با خود داشتیم که خواستار رسیدگی به این موضوع شده بود اما در آن طومار نام هیچ شخصی یا زمینی برده نشده بود ، بعد ها که در طومارهای بعدی برخی از زمین های تصرف شده را نام بردیم با ما برخورد شد و ما را به زندان انداختند. چون آن زمین ها متعلق به بعضی از مسئولین قدرتمند سیرجانی بود و تاکنون نگذاشته اند فریاد ما به آقای وزیر برسد تا ببینیم می تواند پدر زمین خواران را درآورد یا خیر؟( هر چند می دانیم فریادمان به او رسیده است و الا اگر معتقد باشیم به او نرسیده به شان اطلاعاتی بودن او و وزارتش اهانت کرده ایم. اما اینکه چرا کاری نمی کند را نمی دانیم.)
4- رئیس سابق سازمان بازرسی کل کشور- جناب آقای نیازی- را یک بار در مدرسه فیضیه قم و یک بار در دفترشان در تهران ملاقات کرده و درباب علل برخورد نکردن مسئولین با زمین خواران سیرجان با ایشان گفت و گو کردیم، اما هیچ نتیجه ای نگرفتیم.
5- رئیس سابق بازرسی ویژه ریاست جمهوری – جناب آقای حاج داود احمدی نژاد- را به همراه تعدای از جوانان سیرجان در دفترشان در نهاد ریاست جمهوری ملاقات کرده (اوائل سال 85) و اخبار مربوط به سیرجان و طومار شکایت مردم از زمین خواران را به ایشان ارائه دادیم.
در جریان همان دیدارها بود که به ما پیشنهاد داده شد طومار دیگری تهیه و در آن از برخی زمین های تصرف شده یا بعضی زمین خواران اسم ببریم و مردم سیرجان آنرا امضا کنند تا قابل پیگیری باشد ، پس از بازگشت از تهران به سیرجان در جریان تهیه طومار دوم که در آن تعدادی از زمین ها به عنوان نمونه اسم برده شده بود ، برای بنده توسط برخی مسئولین سیرجان پرونده سازی و بر سر همان ماجرا مرا به سه ماه و یک روز زندان قطعی محکوم کردند تا کسی جرات اعتراض ومقابله با آن ها را در خود احساس نکند. قابل توجه اینکه در آن ماجرا بنده به جرم" نشر اکاذیب" محاکمه و محکوم نشدم چرا که میدانستند ادعاهای ما قابل اثبات است. بلکه اتهامی که به بنده زدند بیشتر به یک طنز شبیه بود وآن اینکه مرا متهم کردند به اینکه اسم مردم را نوشته ام تا به آنها زمین واگذار کنم و می گفتند این کار دخالت در کار اداره مسکن و شهرسازی است و حال آنکه ما اسم مردم را برای شکایت از زمین خواران و درخواست از مسئولین کشور جهت رسیدگی به این موضوع می نوشتیم و بطلان این اتهام و مسخره بودن آن آنقدر واضح بود که حتی خود پرونده سازان نیز از ابراز آن شرم داشته و دارند. رئیس اداره مسکن و شهرسازی سیرجان که ظاهرا شاکی بنده در آن پرونده بود در همان روز محاکمه با شرمندگی به بنده می گفت: " من هیچ شکایتی از شما ندارم، به من گفته اند از تو شکایت کنم."
6-جالب تر از همه اینکه نماینده سابق طلاب و روحانیون سیرجانی مقیم قم که همواره مانع حمایت طلاب و روحانیون سیرجانی از بنده شده و می شود، می گفت: " اگر شما فلان زمین را که متعلق به فلان اشخاص (برخی از مسئولین قدرتمند سیرجان) می باشد ، اسم نبرده بودید ما هم از شما حمایت می کردیم!! "بهانه اش این بود که تضعیف این آقایان، تضعیف نظام و انقلاب است!!" همان بهانه همیشگی و مانع بزرگ اجرای "عدالت" در جمهوری اسلامی که به اعتقاد ما آوردن اینگونه توجیهات یا به خاطر ضعف ایمان و حماقت است و یا به خاطر خباثت و هم کاسه بودن با غارتگران.
... و خلاصه اینکه با بسیاری از مسئولینی که امکان دیدارشان وجود داشت گفت و گو شد و همچنین طوماری از شکایات مردم سیرجان به همراه برخی اسناد و مدارک ، به مراکز دیگری از جمله دفتر مقام معظم رهبری ، دادستانی کل کشور ، بازرسی کل کشور ، وزارت دادگستری و ... ارائه گردید و هر راهی که امکان داشت و به ذهن می آمد پیموده شد. (قابل ذکر است تمامی موارد فوق به صورت حضوری و به همراه تعدادی از جوانان مساجد سیرجان انجام می شد به طوری که چندین نوبت از سیرجان به تهران رفته و با همه سختیها و مشکلاتی که برای ما وجود داشت جهت پیگیری این موضوع و رساندن اعتراض و شکایت مردم سیرجان به گوش مسئولین کشور و جواب گرفتن از آن ها ، چندین روز در تهران می ماندیم وشب ها را در حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام می گذراندیم.)
در حالیکه توقع و امید داشتیم با این اطلاع رسانی ها ، برخی از زمین خواران بزرگ سیرجان محاکمه و مجازات شوند تا درس عبرتی باشد برای سایر مفسدان اقتصادی. متاسفانه مسئولین با برخوردی که اصلا انتظارش را نداشتیم ما در مسیر دیگری قرار دادند. بجای اینکه زمین خواران را مجازات کنند با ما برخورد کردند تا درس عبرتی باشد برای سایر عدالت خواهان.
آری تاکنون هیچ زمین خواری در سیرجان محاکمه نشده است و کسانی که سال گذشته به عنوان زمین خواران سیرجانی محاکمه و به ده سال حبس محکوم و اسامی آنها از رسانه ها اعلام شد ( به منظور جواب دادن به افکار عمومی) در واقع قربانیان این ماجرایند. چراکه اتهام آنها فقط 500 مترمربع زمین خواری می باشد (مقایسه کنید با 25 میلیون متر مربع) و این خود ظلمی دیگر است که ماجرای خاص خودش را دارد و باید پیگیری شود.
مجموع این قضایا ما را بر آن داشت و مجبور کرد تا به منظور رساندن فریاد مظلومیت خود و مردم سیرجان به گوش مسئولین کشور ، به گونه ای موثرتر عمل کنیم ولی گویا "آنچه البته به جایی نرسد فریاد است." طرح ما این بود که از سیرجان تا تهران با پای پیاده برویم (بیش از هزار کیلومتر) تا شاید گوش شنوایی پیدا شود و به تقاضای ما اعتنا کند (تقاضای ما رسیدگی به موضوع سیرجان توسط مسئولین تهران بود چراکه به این نتیجه رسیده بودیم که اگر این موضوع در محدوده استان کرمان بماند ، به حق و عدل عمل نخواهد شد و گذشت زمان نیز آنرا ثابت کرد) اما متاسفانه این بار نیز مسئولین قضایی کشور بجای حل مسئله و جواب منطقی به سئوالات و نگرانی های دلسوزانه و به حق ما ، به زور متوسل شده و پس از 33 روز پیاده روی و پیموده شدن حدود 400 کیلومتر از این مسیر ، ما را متوقف و محاکمه و به 2 سال حبس قطعی محکوم کردند. (گویا دادسرای ویژه روحانیت معتقد است طلاب و روحانیون- علمای دین- فقط باید درسشان را بخوانند و کاری به کار مسئولین – اهل قدرت و سیاست- نداشته باشند و " امر به معروف و نهی ازمنکر" و مقوله هایی همچون" عدالتخواهی" و " مبارزه با ظلم وفساد" فقط برای درس و بحث و حرف و شعار و سخنرانی است.)
درد ما اینست که تا امروز که حدود سه سال از آغاز این ماجرا می گذرد هیچ مسئولی از مسئولین کشوری نیامده است ببیند حرف ما در این رابطه چیست؟ و جز دستگیری و محاکمه و زندان جوابی به ما داده نشده است. آنهایی که هم قبلا ما به خدمتشان رسیده ایم پیگیری نکرده اند و یا اگر کرده اند یکطرفه بوده و نتیجهاش جز قربانی شدن همان چهار کارمند ساده اداره مسکن و شهرسازی سیرجان که به اتهام 500 متری زمین اهدایی از طرف رئیس اداره شان به ده سال حبس محکوم شده اند نیست. ( جالب است، رئیس اداره را یک بار هم به دادگاه نکشاندند که چرا داده است ، کارمندان بیچاره را محاکمه و مجازات کردند که چرا گرفتهاند ، ضمن اینکه این پرونده اصلا قابل مقایسه با پروند ه های دیگر نیست.)
این خلاصه ای بود از ماجرای زمین خواری در سیرجان که البته حرف های ناگفته و پشت پرده و اتفاقات تلخ و شیرین فراوانی دارد که در جای خودش باید گفته شود ، اما اصل مطلب و هدف از نوشتن این نامه اینست که بنده به عنوان یکي از فرزندان این انقلاب و به عنوان کوچکترین سرباز ولایت و کسی که تمام این فعالیتها را به قصد عمل به تکلیف الهی و خدمت به اسلام و انقلاب انجام داده است ، از همین طریق و از همین مکان ( زندان اوین) از همه مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی واز همهی عدالتخواهان و حقطلبان کشور یاری می طلبم (البته نه به خاطر خودم بلکه برای به نتیجه رسیدن اصل موضوع و به خاطر نجات سایر قربانیان این ماجرا) و پیشنهاد می کنم این مسئله را بررسی نموده واگر آنچه بنده تاکنون ادعا کردهام خلاف واقع بود آن را اعلام کرده و از من حمایت نکنند اما اگر واقیعت داشت در آن صورت سوال بنده اینست که چرا کسی به این موضوع رسیدگی نمی کند و به فریاد دادخواهی ما پاسخ نمی دهد؟ چه بهانه ای وجود دارد که جلوی ظلمی آشکار گرفته نمی شود؟ (الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم) و چرا باید عده ای مظلومانه قربانی منافع و زیاده خواهی عده ای دیگر شوند؟ چرا باید سکوت کرد؟
لازم به توضیح است که سیرجان و زمین های سیرجان و یا هر کجای دیگر برای ما اهمیت و ارزشی ندارد بلکه آنچه در نظر ما مهم است و موضوعیت دارد " عدالتخواهی" و " مبارزه با ظلم و فساد است که آن را بزرگترین خدمت به اسلام و انقلاب و مردم و زمینه سازی برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می دانیم والا هیچ کس خودش را به خاطر دنیا به این مهلکه ها نمی اندازد و ما به مسئله زمین خواری در سیرجان و مسائل بعدی آن (از جمله زندانی شدن عده ای بی دفاع) به عنوان مصداقی بارز و نمونهای آشکار از ظلم و بی عدالتی نگاه میکنیم که قابل تحمل واغماض نیست و یقین داریم اگر به فضل و اراده الهی و همت و تلاش عدالت خواهان وهمه وجدان های بیدار به هدف و نتیجه مطلوبی برسد برکات و نتایج آن منحصر و محدود به همین یک مورد نخواهد ماند. ان شاء الله و من الله توفیق.
در پایان، پیام کوتاهی را که پس از دستگیری ، قصد داشتم از داخل بازداشتگاه انفرادی شیراز که 55 روز را در آنجا گذراندم ، خطاب به مسئولین قضایی کشور بفرستم ولی از آنجا نتوانستم، می آورم بلکه از این طریق به گوش آنها برسد: " آقای هاشمی شاهرودی ریاست محترم قوه قضائیه و آقای سلیمی ریاست محترم دادسرای ویژه روحانیت ، برخورد شما با یکی از فرزندان انقلاب که به قصد دادخواهی به سوی شما می آمد در شأن نظام مقدس جمهوری اسلامی و مسئولین مومن وعدالتخواه آن نبود و من از نوع برخورد شما در این مسئله فهمیدم که چرا برخی از آقایان چنین با خیال راحت به حیف و میل اموال عمومی می پردازند(به خاطر اینکه بجای " شمشیر عدالت" " چتر حمایت" را بالای سر خود می بینند) و البته شما هم بدانید که ما فرزندان خمینی کبیر و نسل عاشورایی این انقلاب از آرمان شهیدان کوتاه نخواهیم آمد و هرگز پا بر روی خون مقدس آنان نخواهیم گذاشت و پشت سر رهبر عزیزمان تا آخرین حد توان در مقابل ظلم و فساد و تبعیض خواهیم ایستاد. ان شاء الله"
و همچنین از همین جا به همه دوستان و عدالتخواهان اعلام می کنم بنده همچنان امیدوارم و مصمم هستم و از ادامه دادن این راه نورانی که آن را آگاهانه انتخاب کردهام پشیمان و ناامید نیستم چرا که اعتقاد دارم خون شهیدانی که پای این انقلاب الهی ریخته شده است امروز در رگ های جوانانی که خود را مدیون انقلاب و شهدا و امام و رهبری میدانند جاریست و هرگز نخواهند گذاشت آرمان های این انقلاب که یکی از مهمترین آنها " عدالت" است قربانی منافع و مطامع عده ای نااهل و نامحرم و زیادهخواه گردد و بدانید که کار ما اگر برای خدا باشد یقینا بی نتیجه و بدون برکت و دور از نظر مولایمان صاحب الزمان ارواحنا فداه نخواهد بود. ان شاء الله.
ضمنا بد نیست به خاطر جلوگیری از سوء استفاده دشمنان ، نظرم را درباره دادسرای ویژه روحانیت در همین جا اعلام کنم وآن اینکه به نظر حقیر وجود دادسرای ویژه روحانیت یک ضرورت است و باید باشد و بنده در حالیکه به ناحق به دو سال حبس توسط آن دادسرا محکوم شده ام از درون زندان حمایت خودم را نسبت به اصل آن اعلام می کنم و با کسانی که معتقدند باید دادسرای ویژه روحانیت منحل و یا تضعیف شود مخالفم اما در عین حال معتقدم باید رفتار و عملکرد این دادسرا در برخی موارد اصلاح شود از طرفی باید با بعضی گردن کلفتهای مملکت که ظلمهای بزرگی درحق مردم و انقلاب مرتکب شده و می شوند بدون ملاحظه و با قاطعیت برخورد کند که نمی کند واز طرفی باید با بسیاری از طلبه ها و روحانیون عدالتخواه وحق طلب با تواضع و عادلانه رفتار کند و در مقابل حرف حق آنان با تمام قدرت و قوت و ابهتی که به برکت خون شهدا دارد ، زانو بزند وتسلیم حق باشد نه اینکه چون قدرت دارد پس حق دارد زور بگوید ، قضات و همه مسئولین باید رفتار آقا امیرالمومنین علیه السلام را الگوی خود قرار دهند که در اوج قدرت نسبت به حرف حق خاضع و تسلیم بود هر چند در طرف مقابلش یک کافر و یا یک کودک قرار داشت.
و اما حرف آخر وهمیشگی ما اینکه:
دشمنان اسلام و انقلاب و منافقین داخل و خارج نیز بدانند که بحث ما یک بحث داخلی و خانوادگی است وهیچ ربطی به آنها ندارد و از نظر ما بدترین مسئول در جمهوری اسلامی بر همه آنها شرف دارد.
5/10/87 تهران زندان اوین بند 325
پرونده اي براي شايعات عليه حماس / حمیدرضا غریب رضا
به خدا یاران حسین(ع) ناصبی نیستند!!!
می دانم خبر ندارید مجاهدان فلسطین، برای آمادگی و سربازی در رکاب مهدی موعود با او در مساجد فلسطین بیعت می کنند. و شهدای معروف فلسطین که سنّی مذهب هم هستند ، به بیعت خود با امام مهدی تصریح کرده اند.
خدایا به تمام مقدساتت سوگند: از اینان بی زارم! از جهالتشان، از بی بصیرتی شان و از تعصب کورشان تبری می جویم! خدایا این تبرّی را در نامه اعمالم ثبت کن! چون می دانم همین بیزاری جستن، آبرویم در قیامت خواهد بود.
اندکی حیا، ذره ای تقوا، گوشه ای از انسانیت... هیچ، به خدا قسم که هیچ برایشان باقی نمانده!
خدایا! چه بر سر قلبشان آورده اند؟ ای کاش قلبشان از سنگ بود. سنگ هم گاه می شکافد و چشمه و آبی از آن جاری می شود ولی از قلب اینان چه؟
با کمال وقاحت ، ایستاده بود و به خودم می گفت: خوب شد این بلا را سرشان آوردند. اینها سنی بی ولایت هستند دین ندارند. دلم خنک شد که می کشندشان!!
انگار آسمان بر سرم فرود آمده بود. چه باید می گفتم و چه می توانستم بگویم. گفتم: «مطمئن باش فلسطینی ها از من و تو شیعه ترند».
آخر اینها با آن مفتی سعودی که گفته بود برای حزب الله دعا نکنید، چه فرقی دارند؟ قلب هایشان شبیه هم است.
اینها همان ولایتیان بی ولایت اند.
نام مولا علی و ولایتش را یدک می کشند و از روح انسانی و اسلامی ولایت ذره ای در وجودشان نمی یابی.
مسلمانی پیشکش! ای کاش ذره ای انصاف انسانی داشتند.
آخر چرا نمی پرسید؟ چرا تحقیق نمی کنید؟ چرا هر دروغ ساخته صهیونیست ها را مانند طوطی بی عقل تکرار می کنید؟ چه کسی گفته فلسطینی ها ناصبی اند؟ در کدام کتاب فرق و مذاهب دیده اید؟
آخر بی انصاف ها، بی دین ها! کدام فلسطینی را دیده اید به اهل بیت ناسزا بگوید؟ چرا نمی فهمید صهیونیست ها برای منع حمایت شیعیان از فلسطین این شایعه ها را رواج می دهند؟ تو را به خدا یک کتاب بیاورید که نویسنده ای فلسطینی در آن نسبت به اهل بیت کمترین بی احترامی کرده باشد.
می دانم به خودتان ذره ای زحمت نداده اید که تحقیق کنید
یقین دارم که تا به حال با یک فلسطینی هم صحبت نکرده اید تا عشق و محبتشان را به اهل بیت ببنید.
حتما نمی دانید فلسطینی ها شافعی هستند نه ناصبی. و شافعیان در میان اهل بیت به محبت و عشق به اهل بیت مشهورند. و به طریق اولی نمی دانید که شافعی اساسا متولد غزه فلسطین است.
می دانم که اطلاع ندارید در غزه مسجدی به نام مولا علی بن ابی طالب وجود دارد و مسجدی به نام امام حسین می دانم با مساجد دیگری که به نام فاطمه زهرا (س) در الخلیل و نابلس است اصلا آشنایی ندارید
می دانم خبر ندارید مجاهدان فلسطین، برای آمادگی و سربازی در رکاب مهدی موعود با او در مساجد فلسطین بیعت می کنند. و شهدای معروف فلسطین که سنّی مذهب هم هستند، به بیعت خود با امام مهدی تصریح کرده اند.
شما که اینقدر از تقوا دم می زنید به خودتان زحمت نداده اید دست کم شماره تلفن دفتر حماس یا جهاد اسلامی را در تهران بگیرید و از آنان مذهب و روحیات و موضع مردم فلسطین را درباره اهل بیت بپرسید.
به اینترنت که وصل می شوید. انگلیسی، عربی یا با هر زبانی که می توانید از آنها سوال کنید. از روحیه مبارزان و شهادت طلبانشان بپرسید که چگونه عاشورایی شهید می شوند. به شما خواهند گفت در مقابل مفتیان مزدور عربستان که به حرمت عملیات شهادت طلبانه فتوا می دهند، فلسطینی ها برای اثبات جواز و بلکه وجوب قیام و شهادت طلبی به انقلاب و شهادت طلبی امام حسین(ع) استدلال می کنند.
همه اینها به کنار، کتاب شهید مطهری را که می توانید از کتابخانه امانت بگیرید! بخوانید و ببیند وقتی سوره نور را تفسیر می کند(آشنایی با قرآن ج4) وقتی داستان افک و تهمت را بیان می کند، چگونه این تهمت را به عنوان یکی از مصادیق افک و افترا بیان می کند و می گوید ترویج این تهمت توسط صهیونیست ها انجام شده است.

ای کاش لااقل اخبار را می شندید و می دیدید. ای کاش بررسی می کردید وقتی خالد مشعل رهبر حماس بر مزار امام خمینی دسته گل گذاشت و گفت حماس فرزند معنوی امام خمینی است چقدر علیه او و حماس فحش نداند. چقدر مقاله علیه او ننوشتند . ای کاش می دانستید که برای تخریب این مجاهدان مخلص، حماس را عامل گسترش تشیع معرفی می کنند و مفتیان القاعده علیه خالد مشعل و حماس فتوا می دهند.
ای کاش خبر داشتید که هر که سینه در برابر اسرائیل سپر کند، در میانه پتک و سندان است. در ایران او را ناصبی و در فلسطین رافضی می گویند.
ای کاش می دانستید وقتی خالد مشعل امام خمینی را احیا کننده امت و لرزاننده تخت طاغوت خواند، چقدر علیه او مطلب نوشتند و به او ناسزا که نگفتند.
دیگر نیازی نیست از فتحی شقاقی بگویم. چون می دانم که کتاب هایش را نمی شناسید. اصلا چه نیازی هست بدانید که بهترین کتاب را در دفاع از مسلمان بودن شیعیان ، شهید فتحی شقاقی ، همان مجاهد اهل سنت فلسطینی نوشته است؟ اگر حرف مرا باور ندارید خودتان کتاب «شیعه و سنی غوغای ساختگی» را بخوانید. ببینید کتابی زیباتر، دقیق تر و تاثیرگذارتر از این کتاب با ملاحظه تمامی دقایق سیاسی و اجتماعی مساله، در دفاع از شیعه و اثبات ضرورت وحدت اسلامی نوشته شده یا خیر؟
شاید نیازی نداشته باشید بدانید که جهاد اسلامی و حماس بودند که با الهام مستقیم از عاشورا و به واسطه مجاهدتهای شخص امام خمینی و شهدای ایران ، مبارزه را از پان عربسیم به اسلام گرایی با الگوی شهادت طلبی عاشورایی تبدیل کردند.
***
غم چهره اش دردهایش را فریاد می کرد ، کودک یک ساله اش را در آغوش گرفته بود و سخن می گفت. به کوه تشبیه اش کنم ، نه محکم تر از کوه بود. می گفت: من مادر چهار فرزند بودم. دو کودکم در بمباران زیر آوارها شهید شدند... و گفت و گفت ولی وقتی این جمله را از او شنیدم، اشک هایم در اختیارم نبود. خدایا این بندگانت کجا و نزد کدام استاد ، عرفان و سیر و سلوک آموخته اند؟
گفت: خدا را شکر می کنم الحمدلله این ابتلا و آزمایش الهی بود خدا را شکر می کنم. و رویش را از دوربین برگرداند و رفت.
و دوربین چند لحظه بعد پیرزنی را نشان داد که با تمام وجود حرف می زد: به کشورهای عربی می گویم ما برنج و آرد نمی خواهیم ما را رها کنید تا با عزت شهید شویم. به صدقه های شما نیازی نداریم.
خدایا هیهات منا الذله را که به اینها آموخته؟
تو که این نوشته را می خوانی نمی شناسم ولی خودم را که می شناسم. این را می دانم و شهادت می دهم که از من عاشورایی تراند و به حقیقت قیام حسین بسیار نزدیک تر.
نمی دانم آنان که غرق در دریای خسارت و زیانند ، آنان که بلندگوی بی بصیرت صهیونیست ها شده اند و گمان می کنند که تکلیف شرعی و مذهبی شان را انجام می دهند ، فردای قیامت در برابر مظلومان به خون آغشته غزه چه پاسخی می دهند.
ای که خود را شیعه علی می دانی ، اگر یاری نمی کنی کربلائیان را ، دست کم یاور یزیدیان اسرائیلی نباش!
همان کوفی بی تفاوت باقی بمان!
و السلام
مفصل و مستند این مقاله را برای نشریه راه فرستاده ام که به خواست خدا به زودی منتشر می شود.
منبع: پايگاه اينترنتي جنبش عدالتخواه دانشجويي
اقدامات مذبوحانه
روز گذشته مطلع شديم پس از تجمع ضد صهيونيستي مقابل كارخانه نستله برخي از كارمندان و عناصر وابسته به استانداري قزوين اقدام به برگزاري جلسات متعددي با ائمه ي جمعه استان نمودند و در اين جلسات سعي داشتند ائمه جمعه را متقاعد كنند كه اين تجمعات و اعتراضات از روي ناآگاهي است و بيشتر جنبه ي احساسي دارد تا عقلاني.
اين افراد در اين جلسات اظهار داشتند شركت نستله به هيچ وجه يك شركت وابسته به اسرائيل نيست!!! و طلاب و دانشجوياني كه مدعي صهيونيستي بودن اين شركت هستند هيچ سند و مدركي در اختيار ندارند و فقط براساس يك سري شنيده ها اقدام به برگزاري اين تجمعات و اعتراض ها مي نمايند.
گويا عزيزان استانداري در اين دنيا زندگي نمي كنند و از اخبار و اطلاعات بي خبرند كه اين اظهارات را ابراز داشتند ؛ امروزه مسئله وابستگي شركت نستله به رژيم صهيونيستي ديگر بر كسي پوشيده نيست و چه سندي از اين بالاتر كه شركت نستله در سال 1998 به پاس خدماتش به رژیم اشغالگر قدس ، جایزهی جوبیلی را از نتانیاهو (نخستوزیر وقت اسراییل) گرفته است و در سال 1379 بیش از چهاردهمیلیارد تومان به صندوق پرداخت غرامت هولوکاست كمك كرده است و هزار و يك سند و مدرك ديگر.
احتمال مي رود اين افراد با برگزاري اين جلسات در صدد ايجاد تقابل بين ائمه جمعه و دانشجويان عدالتخواه هستند و مي خواهند از طريق ائمه جمعه با هرگونه حركت اعتراض آميز عليه شركت هاي حامي رژيم صهيونيستي به ويژه شركت نستله قزوين مقابله كنند. اينگونه اقدامات مذبوحانه و تفرقه افكنانه به هيچ وجه در شأن عزيزان دلسوز و خدوم مجموعه استانداري نيست و اين عزيزان با اين اقدامات ، بيشتر وجه ي خود را نزد دانشجويان آرمانخواه و مردم انقلابي قزوين مخدوش مي كنند و اين شائبه را در ميان افكار عمومي جامعه به ويژه جريانات دانشجويي ايجاد مي كنند كه نكند خداي نكرده اين عزيزان نيز در بقاي شركت هاي حامي رژيم صهيونيستي ذي نفع هستند؟!!
اگر مقصود حقيقي عزيزان مجموعه ي استانداري از مخالفت با اينگونه حركت هاي آرمانخواهانه و عدالتخواهانه اين است كه نگران آينده ي شغلي كارگران اين شركت ها هستند بايد اظهار داشت همانگونه كه در بيانيه روز گذشته ي تشكل جامعه اسلامي دانشجويان آمده است اولا بسياري از اين كارخانه ها ظرفيت توليد محصولات و مواد غذايي ديگري را دارند كه مي توانند با استفاده از مواد اوليه اي غير از مواد اوليه ي كنوني محصولات ديگري را توليد كنند. بنابر اين دولت مي تواند پس از اخراج سرمايه گذاران صهيونيستي اينگونه شركت ها از ايران ، خود اختيار اين كارخانه ها را در دست گيرد و يا به سرمايه گذاران مطمئني تحويل دهد تا هم كارگران با مشكل روبرو نشوند و هم با عدم خريد مواد اوليه از سرمايه داران حامي رژيم صهيونيستي به تقويت اين رژيم كمك نشده باشد ثانيا با توجه به اين اصل كه استان قزوين به لحاظ تعدد شهرك هاي صنعتي و واحد هاي توليدي در رتبه ي بالايي قرار دارد ، اگر روزي وزارت صنايع اقدام به تعطيلي شركت نستله نمايد ، به راحتي مي توان كارگران اين كارخانه كه بعيد است تعدادشان بيش از 300 نفر باشد را در بين كارخانه هاي ديگر استان تقسيم كرد.
از مجموعه ي خدوم استانداري انتظار مي رود بيش از اين وجه ي خود را نزد افكار عمومي و دانشجويان مخدوش نكنند و اگر تمايلي به همراه شدن با صفوف مردم و دانشجويان ندارند ، لااقل اقدام به تفرقه افكني و كارشكني ننمايند.
بیانیه تشكل جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) در رابطه با شركت هاي حامي رژيم صهيونيستي
با ديگر جهانيان شاهد جنايتي هولناك عليه بشريت شدند ؛ جنايتي كه قلب هر انسان آزاده اي را در هر گوشه اي از جهان به درد آورد و وجدان بيدار بشري را آزرده ساخت. آري اينبار عاشورايي ديگر در كربلاي غزه به وقوع پيوست و يزيد و يزيديان بر امّت رسول الله تاختند و چه جنايت ها كه مرتكب نشدند. صهيونيست هاي گرگ صفت با حمايت دولت هاي مدعي حقوق بشر و دموكراسي غربي و چراغ سبز برخي دولت هاي خائن عربي اقدام به تجاوزي همه جانبه عليه مردم مظلوم و بي دفاع غزه نمودند و بسياري از مردان ، زنان و كودكان بيگناه را به خاك و خون كشيدند. اما كفار صهيونيست بدانند كه وجدان بشري بيدار است و حافظه تاريخي ملت ها هيچ گاه اين جنايت ضد بشري را از ياد نخواهد برد.
پس از صدور پيام تاريخي مقام معظم رهبري در خصوص فجايع غزه ، ايران اسلامي حال و هواي ديگري يافت و امت حزب الله در راستاي لبيك به پيام ولي امر مسلمين اقدام به برگزاري تظاهرات و راهپيمايي هاي گسترده اي در سراسر كشور نمودند كه در اين ميان نقش جوانان به ويژه جنبش دانشجويي بسيار پر رنگ است ؛ همانطور كه پيشتر اشاره شد در چند روز اوليه ثبتنام گردانهاي استشهادي "لبيك يا خامنهاي"، بيش از 70 هزار نفر از دانشجويان در اين گردانها ثبتنام و آمادگي خود را براي حضور در جبهه ي غزه به منظور جهاد با دشمن صهيونيستي اعلام نمودند.
دانشجويان ، طلاب و يگانهاي استشهادي قزوين نيز به همراه اقشار مختلف مردم ، جمعه گذشته اقدام به برگزاري راهپيمايي پر شور و گسترده اي در حمايت از مردم مظلوم و بي پناه غزه نمودند و پس از آن در حركتي خود جوش و بدون برنامه ريزي قبلي با تجمع مقابل كارخانه صهيونيستي نستله ، اقدام عملي دولت مبني بر برخورد با شركت هاي حامي رژيم صهيونيستي و تحريم كالاهاي اسرائيلي را خواستار شدند. اما اين تجمع سؤالات و شبهاتي را براي برخي از مردم و مسئولان به وجود آورد كه در اين نوشتار سعي شده است تا جاي ممكن در قالب نكاتي چند بدان پاسخ داده شود.
1) مقام معظم رهبري طي سال هاي اخير بارها و بارها در ديدارهاي مكرري كه با دانشجويان و فعالان دانشجويي داشتند ، همواره از دو مقوله ي آرمانخواهي و عدالتخواهي به عنوان سرلوحه ي كار جريان هاي دانشجويي ياد مي كردند و در جايي خواستار فرياد گفتمان عدالتخواهي از جانب دانشجويان شدند. حركت خود جوش دانشجويان و طلاب عدالتخواه در برگزاري تحصن نستله كه با استقبال گسترده ي مردم انقلابي قزوين نيز روبرو شد كاملا از همين روحيه ي آرمانخواهي و عدالتخواهي جنبش دانشجويي نشأت مي گيرد و همگان بايد بدانند جنبش آرمانخواه دانشجويي اقيانوس خروشاني است كه در راستاي لبيك به پيام مقام معظم رهبري و در راه تحقق اهداف عاليه ي انقلاب اسلامي كه همان استكبارستيزي و عدالتخواهي است با هيچ كس تعارف ندارد و هر كجا كه احساس كند كيان انقلاب و امت واحده اسلامي در خطر است ، بدون توجه به هرگونه مصلحت گرايي و محافظه كاري بيجا ، اقدامات لازم را انجام خواهد داد. به عنوان نمونه مي توان به تحصن يك هفته اي طلاب و دانشجويان شهادت طلب و خواهان اعزام به غزه در فرودگاه مهرآباد اشاره كرد كه بسياري از مسئولان نظام مخالف اين حركت بودند اما در نهايت ديديم كه اين اقدام دانشجويان مورد تأييد و تشكر مقام معظم رهبري قرار گرفت.
2) در خصوص ماهيت صهيونيستي شركت نستله بايد اشاره كرد شرکت نستله که بزرگترین تولیدکنندهی مواد غذایی دنیا محسوب میشود ، به پاس خدماتش به رژیم اشغالگر قدس ، جایزهی جوبیلی را از نتانیاهو (نخستوزیر وقت اسراییل) گرفته است. این شرکت بیش از دویستمیلیارد تومان در اسراییل سرمایهگذاری کرده و در مقابل این خوشخدمتی ، سالانه حدود بیست و چهارمیلیارد تومان کمک مالی از ایالات متحده دریافت میکند.
کار اجباری کودکان در مزارع این شرکت و فروش محصولاتی که موجب مرگ چندین کودک شیرخواره شده ، سبب تحریم نستله در برخی نقاط دنیا شده است. نستله در سال 1379، بیش از چهاردهمیلیارد تومان به صندوق پرداخت غرامت هولوکاست کمک کرده و یکی از سهامداران عمده ی شرکت تولید لوازم آرایشی و زیبایی L'oreal (یکی دیگر از حامیان بزرگ رژیم صهیونیستی) است.
متاسفانه شعبهی ایرانی شرکت نستله ، در سال 1373 تاسیس شد و اکنون با مدیریت یک فرد غیرایرانی به نام پیر تروبا ، بخشی از محصولات نستله را در ایران تولید و توزیع میکند. سرمایهی این شرکت بیش از چهل میلیارد تومان برآورد میشود که بخشی صرف خرید یک کارخانهی تولید نوشیدنی در کرج شده است. از دیماه 1384، شیرخشك نوزاد با علامت تجاری نان در كارخانه جدید سایت قزوین نستله تولید مي شود.
3) پس از آنكه بحث تحريم كالاهاي اسرائيلي و برچيدن شركت هاي حامي رژيم صهيونيستي در ايران مطرح شد ، عده اي فرياد دفاع از حقوق كارگر سر دادند و نسبت به آينده ي شغلي كارگران اين شركت ها اظهار نگراني كردند. در خصوص ماهيت افرادي كه براي اولين بار اين شبهات را در برخي محافل مطبوعاتي و رسانه اي خويش مطرح نمودند بايد عرض كرد بسياري از اينها همان كساني هستند كه در دولت سازندگي به بهانه ي توسعه ي اقتصادي ، بستر رشد و سرمايه گذاري اين گونه شركت هاي صهيونيستي را در اين كشور ضد صهيونيستي فراهم نمودند و مطمئنا خود آنان نيز در بقاي اين شركت ها مستقيم يا غير مستقيم ذي نفع مي باشند. بنابر اين طبيعي است اولين كساني كه از تعطيلي اين شركت ها ضربه مي خورند همان باند هاي قدرت و ثروتي هستند كه بسياري از مصيبت هاي قشر كارگري به ويژه كارگران زحمت كش استان قزوين از سياست هاي ظالمانه ي آنان از همان دوران سازندگي نشأت مي گيرد. حال هيچ شكي باقي نمي ماند كه آنان دلشان براي كارگران سخت كوش و زحمت كش نمي سوزد و درصدد استفاده ابزاري از كارگران براي حفظ منافع خود مي باشند.
4) بسياري از اين كارخانه ها ظرفيت توليد محصولات و مواد غذايي ديگري را دارند كه مي توانند با استفاده از مواد اوليه اي غير از مواد اوليه ي كنوني محصولات ديگري را توليد كنند. بنابر اين دولت مي تواند پس از اخراج سرمايه گذاران صهيونيستي اينگونه شركت ها از ايران ، خود اختيار اين كارخانه ها را در دست بگيرد و يا به سرمايه گذاران مطمئني تحويل دهد تا هم كارگران با مشكل روبرو نشوند و هم با عدم خريد مواد اوليه از سرمايه داران حامي رژيم صهيونيستي به تقويت اين رژيم كمك نشده باشد.
5) در تاريخ 16 ارديبهشت ماه سال 1369 قانوني تحت عنوان قانون حمايت از انقلاب اسلامي مردم فلسطين در صحن علني مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيد كه در ماده 8 اين قانون آمده است: هر نوع برقراري رابطه اقتصادي و تجاري و فرهنگي با كمپانيها و مؤسسات و شركت هاي وابسته به صهيونيست ها در سطح جهان ممنوع مي باشد.
تبصره_ وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران موظف است ظرف مدت يك سال در حد امكان ليست كامل شركت ها و مؤسسات و كمپاني هاي صهيونيست را در سطح جهان شناسايي و به مجلس شوراي اسلامي و هيأت دولت ارائه نمايد.
قريب به دو دهه از تصويب اين قانون مي گذرد ولي نه تنها از برقراري رابطه اقتصادي و تجاري با اين شركت ها جلوگيري به عمل نيامده است بلكه روز به روز بر تعداد سرمايه گذاران و شركت هاي حامي رژيم صهيونيستي در ايران افزوده شده است. مسئولان نظام به ويژه دولتمردان گذشته بايد پاسخگو باشند كه تا به حال چه اقدام عملي اي براي اجراي اين قانون صورت داده اند.
اخيرا علی اکبر محرابیان ، وزیر صنایع و معادن جمهوری اسلامی ، به تمام واحدهای تابع این وزارت خانه دستور داده است تا فعالیت تولیدی و توزیعی "تمام شرکت هایی را که ممکن است صهیونیست ها بخشی از سهام آن ها را در خارج از کشور در اختیار داشته باشند" را به حالت تعلیق در آورند كه از اين اقدام دولت نهم كمال تشكر و قدرداني را داريم هرچند معتقديم اينگونه اقدامات به تنهايي كافي نيست و براي حل اين معضل اقدام جدي تري بايد صورت گيرد.
6) پس از برگزاري تجمع مقابل كارخانه صهيونيستي نستله برخي از مسئولان ما را مورد مؤاخذه قرار دادند و در اظهاراتي تعجب بر انگيز ابراز داشتند: تجمع مقابل نستله چه ربطي به شما دارد؟ اين مسائل مربوط به امورات دولت است و اگر دولت خودش صلاح بداند با اين شركت ها برخورد مي نمايد. كار شما دخالت در كار دولت است!!! اين اظهارات بيش از پيش ما را مطمئن ساخت كه متأسفانه برخي از مسئولان شهري و استاني حتي به اندازه ي ذره اي با ادبيات حركت هاي جنبش دانشجويي آشنايي ندارند و هنوز فرق حمايت و تقابل را با دولت نمي دانند. در پاسخ به اين اظهارات بايد عرضه داشت هميشه پشتوانه ي اقدامات دولتي ، حركت هاي مردمي و دانشجويي است و دولت ها اگر مي خواهند اقداماتي بنيادين و ريشه اي براي ايجاد تحولات اساسي در جوامع صورت دهند ، اين اقدامات بايد با پشتوانه ي مردم به ويژه حمايت جنبش دانشجويي همراه باشد. از ابتداي روي كار آمدن دولت نهم بارها و بارها شاهد اقدامات جدي دولت در راستاي تحقق عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادي بوده ايم ، اما همواره برخي از جريان هاي مافيايي قدرت و ثروت كه متأسفانه بعضا در سطوح مختلف نظام نيز رسوخ كرده اند اقدام به كار شكني و مخالفت با دولت مي پردازند. همانطور كه در بند 5 نيز اشاره شد اخيرا دولت اقداماتي را در راستاي تعليق شركت هاي حامي رژيم صهيونيستي انجام داده است ، با توجه به اين حقيقت كه بسياري از باندهاي قدرت و ثروت از برچيده شدن اينگونه شركت ها زيان مي بينند و بالطبع به مخالفت جدي با اين دست اقدامات دولت عدالت محور خواهند پرداخت ، بنابر اين جاي هيچ شكي باقي نخواهد ماند كه اين تجمات و تحصن ها نه تنها در تقابل با دولت نيست بلكه به نوعي حمايت همه جانبه از دولت نيز محسوب مي شود و دولت به پشتوانه ي همين اعتراضات و تجمعات دانشجويي است كه مي تواند به مبارزه جدي با اينگونه شركت ها رود.
در پايان تشكل جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) ضمن محكوميت جنايات هولناك كفار صهيونيست عليه مردم مظلوم و بي دفاع غزه ، اقدام جدي تر مسئولان و دولتمردان در راستاي حمايت از مردم بي پناه غزه و همچنين برچيدن شركت هاي حامي رژيم اشغالگر قدس را خواستاريم.
ومن الله التوفيق
جامعه اسلامي دانشجويان
پاسخ به شبهات مطرح شده در خصوص تجمع مقابل كارخانه ي صهيونيستي نستله
اخيرا در يكي از وبلاگ هاي خبري قزوين ، گزارشي در خصوص تجمع روز جمعه مقابل كارخانه صهيونيستي نستله ارائه شده بود كه ضمن تشكر از مسئول اين وبلاگ به دليل پوشش خبري اين تجمع خود جوش و انقلابي ، بايد عرض كنم نكاتي در اين وبلاگ اشاره شده است كه قطعا از روي بي اطلاعي و شايد كم اطلاعي مسئول اين وبلاگ خبري نشأت مي گيرد نه خداي نكرده از روي سوء نيت.
در اين نوشتار سعي كرده ايم تا جاي ممكن به شبهاتي كه در اين وبلاگ در خصوص مراسم راهپيمايي و تجمع نستله اشاره شده است ، پاسخي روشن و قانع كننده داده باشيم:
1) در گزارش اين وبلاگ خبري سعي شده است حركت خود جوش و دانشجويي روز جمعه را به انصار حزب الله و يا بسيج نسبت دهند. در اين مورد كه همه ي كساني كه در اين تجمع شركت كرده بودند بسيجي و پيرو خط امام و رهبري هستند هيچ شكي نيست چرا كه به فرموده ي مقام معظم رهبري " آحاد ملت بسيجي اند " ؛ با اين تفسير همه ي كساني كه در اين تجمع شركت داشتند اعم از دانشجو ، طلبه ، كسبه و اقشار مختلف مردم به نوعي بسيجي و حزب اللهي هستند و اگر به تصاوير اين تجمع اندكي دقت كنيد به روشني درخواهيد يافت كه شركت كنندگان اين تجمع منحصرا از يك قشر و طيف خاصي نيستند.
2) دليل ديگري كه ثابت مي كند مسئول يا دست اندركاران اين وبلاگ به اصطلاح خبري در اين تجمع حضور نداشتند و فقط بر اساس يك سري شنيده هاي واهي اقدام به انتشار خبر نمودند اين است كه فرمودند راهپيمايان با سه دستگاه اتوبوس به سمت كارخانه نستله حركت كردند در حالي كه اگر واقعا در آن مكان حضور داشتند و اندكي به اطراف خود مي نگريستند به آساني تعداد پنج دستگاه اتوبوس را كه در نزديكي كارخانه پارك كرده بودند را مشاهده مي نمودند ؛ قطعا اگر باز هم اندكي بيشتر دقت مي كردند جمعيت انبوه و فشرده ي داخل اتوبوس ها را حين عزيمت به مكان تجمع شاهد بودند. بايد اضافه كرد بسياري از مردم نيز به دليل محدوديت ظرفيت اتوبوس ها با اتومبيل هاي شخصي خود در تجمع حضور يافتند.
3) همانطور كه اشاره شد در بخشي از گزارش اين وبلاگ آمده است انصار حزب الله قزوين متولي برگزاري تجمع بودند ، حال آنكه اساسا تشكيلات منسجمي به اسم انصار حزب الله در قزوين وجود ندارد و موجوديت اين تشكيلات به سالها قبل بر مي گردد. اين در حاليست كه در بخش ديگري از گزارش خود از تشكيلات بسيج به عنوان متولي تجمع نستله نام برده اند كه اين تناقض نيز گواه ديگري بر بي اطلاعي مسئولان اين وبلاگ ميباشد. در خصوص افراد شركت كننده در اين تجمع توضيحات مفصلي در بند يك آمده است.
4) در خصوص اينكه چه كساني متولي برگزاري مراسم راهپيمايي و پس از آن تجمع نستله بودند نيز بايد عرض كرد همانطور كه از اطلاع رساني صدا و سيما و پس از آن نامه ي تشكر آميز تشكل هاي دانشجويي دانشگاه بين المللي امام خميني(ره) و همچنين ظاهر دست اندركاران و سبك برگزاري مراسم بر مي آيد ، كاملا اين امر اثبات مي شود كه متولي برگزاري مراسم روز جمعه تشكل هاي دانشجويي دانشگاه بين المللي امام خميني(ره) هستند اما طبيعي است از دانشجويان دانشگاههاي ديگر استان و برخي طلاب فعال قزوين نيز در اجراي بهتر مراسم كمك گرفته شده است.
5) در اين مورد كه آيا اين حركت _ تجمع مقابل كارخانه ي صهيونيستي نستله _ با برنامه ريزي قبلي صورت گرفته بود يا نه ، بايد عرض كنيم كه فقط اصل راهپيمايي برنامه ريزي شده بود و تجمع نستله به هيچ وجه در دستور كار نبود ، تجمع مقابل نستله تصميمي بود كه دقيقا در همان ساعت راهپيماي گرفته شد و سريعا مسئولان برگزاري مراسم ضمن تماس با اتوبوسراني اقدام به تدارك وسيله نقليه نمودند. دليل اينكه چرا در همان ساعت اين تصميم ضرب الاجلي گرفته شد اين بود كه با توجه به شرايط امتحانات دانشگاه و استقبال گسترده ي مردم از راهپيمايي ، معلوم نبود باز هم چنين فرصتي پيش آيد.
در پايان ضمن تشكر مجدد از مسئولان اين وبلاگ ، به اين عزيزان توصيه مي كنيم در ارائه ي اخبار و گزارش هاي وبلاگ خود دقت بيشتري به عمل آورند و تا جاي ممكن سعي كنند از طريق منابع موثق به جمع آوري اخبار و اطلاعات اقدام كنند چرا كه از يك وبلاگ به اصطلاح خبري بيش از اينها انتظار مي رود.
